محمد مهدى ملايرى

97

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

سنّتى پايدار درآمد تا خلافت عمر بن عبد العزيز كه او كارگزار خود را از اين كار بازداشت « 1 » . ولى ظاهرا هيچ‌يك از اين بازداشتن‌ها اثرى در برانداختن اين رسم نداشت . و آنچه براندازى آن را دشوار مىساخت اين بود كه عايدات خراج از آن بيت المال بود ، ولى آنچه به نام هديهء نوروز و مهرگان وصول مىشد به خليفه و كارگزاران او تعلق مىگرفت و از عايدات شخصى ايشان به شمار مىرفت . در دوران عباسى كه دستگاه خلافت به پايمردى وزيران و دبيران ايرانى مىگشت جشن نوروز دوباره در دربار خلافت رونق گرفت ، و هديهء نوروزى ارزش معنوى خود را بازيافت ، و به جاى آنكه وسيله‌اى براى كسب اموال باشد نشانه‌اى از لطف و ذوق گرديد ، و شاعران و نويسندگان در تبريك و تهنيت اين عيد و همچنين جشن مهرگان اشعار نغز سرودند و نامه‌هايى پراحساس و زيبا به دوستان نوشتند ، و دبيران ديوان و شاعران دربار نيز به همين‌گونه نسبت به خلفا اداى احترام كردند . و بدين‌ترتيب باب تازه‌اى در ادبيات عربى گشوده شد و برخى از مؤلفان و ارباب ذوق و هنر به تأليف كتابهايى در اين زمينه‌ها پرداختند : مانند كتاب النيروز و المهرجان تأليف على بن هارون ، و كتاب الاعباد و النواريز تأليف موسى بن عيسى كسروى . حمزهء اصفهانى هم مجموعه‌اى در همين زمينه پرداخت به نام « الشعار السائرة فى النيروز و المهرجان » و در آن بهترين شعرهايى را كه در اين مناسبتها به كار مىرفت و به سبب زيبايى آن‌ها بر سر زبان‌ها بود جمع‌آورى كرده بود . دربارهء اينها در همان مقاله‌اى كه در آغاز اين نوشته بدان اشاره شد مطالبى به اجمال يا تفصيل آمده است . آنچه در آنجا نيامده و در اين‌جا به مناسبت موضوعى كه در آن مطرح است به نوشته‌هاى سابق در اين باب افزوده مىشود مطلبى است دربارهء سيّد رضى و قصائدى كه او در تبريك و تهنيت نوروز و مهرگان براى بهاء الدوله پادشاه ديلمى ، و يكى دو بار هم براى خليفهء عباسى سروده است . اين مطلب ز آن‌رو درخور توجه است كه سيّد رضى هرچند شاعرى

--> ( 1 ) . همان مأخذ ، ص 220 .